خبردار شدم...
بامداد روز یکشنبه، شانزدهم مهر به تهران رسیدیم که روز 28 پریم بود. تا شنبه ی آینده یعنی 22 مهر که 35 پری بود صبر کردم. صبح یواشکی یک بیبی چک گذاشتم، منفی بود. راستش یه هاله خیلیییییییییی کمرنگ رو دومی افتاده بود که در حد توهم بود. بیبی چک را انداختم تو سطل زباله و رفتم سراغ کارام. تو اینترنت یه سرچی کردم در مورد بیبی چک، دیدم یه عده تو نینی سایت همین هاله خیلییییییی کمرنگی که به سختی دیده میشد را دیده بودن و باردار بودن، یهو با خوندنش مو به تنم سیخ شد. دو ساعتی از صبح گذشته بود. رفتم سراغ سطل و بیبی چک را درآوردم، واااااااای خط دوم پررنگ شده بود بی اختیار اشک تو چشلم جمع شد و به گریه افتادم و سجده شکر به جا آوردم. قلبم به تپش...
نویسنده :
مامانی
8:09


